تبلیغات
وبلاگ شعر یاسر شـکوری یاس - خلوت بیدار

خلوت بیدار

تاریخ:یکشنبه 17 آبان 1388-11:53 ق.ظ

" خلوت بیدار "

كجایم من ، نمی دانم

به خواب افتادم آیا ؟

به رویا ، یا كه در  گیجی؟

به دشتی بی كس و تنها ، ولی زیبا

چمن ها برق ، برق و تر ، درختان سبز جاویدی

بلبلان را نغمه ای دیگر ، آسمان را رنگ ، آبی تر

رود انگار از ازل سرچشمه می گیرد

كوه نزدیك و غار در تحیر مانده از این باغ ، دهانش باز

***

صدایم كرد

نزدیک آی

سرودی در دالان دل پیچید

كوه هم حرف او را تصدیق  می كرد انگار

بلبل از آهنگ نازش مست می رقصید

راه می رفتند چمن ها فرش پایش ، درختان چتر سبزی بر سرش هر جا

سرودی باز در دالان دل پیچید

پایم سست ، چشمم هر كجا می گشت

پری بودش ، افسانه ، صدای باد ، نمی دانم ؟

گم  بودم در حیران ی زیبا

پر از ترسی آهنگین

دستی شانه هایم را تكانی داد

صدایم وقفه ای افتاد

تنم لرزید

_ منم الهام عشقت ، منم وحی ات ، منم شیرین

_ به خواب ات نیستم من ، روشن تر از روز است

_ اینجا ماورای محض تنهایی من و تو

خلوت بیدار

به خاك افتاد اشك از ابر  چشمانم

شانه ها لرزید و بغضم بی حیا تركید

مرا در بغل بوسید

رویایی بیدار من خاموش

وحی اكنونم همان شیرین



شعر از : یاسر شکوری / یاس

خوابی که شعر شد



نوع مطلب : دفتر شعر یکم 

نظرات() 
mona
چهارشنبه 16 آذر 1390 04:00 ب.ظ
سلام
این شعر شما بسیار زیباست
تبریک
پاسخ یاسر شكوری یاس : این خاصه ی زیبایان است که زیبا می بینند...
ستاره
چهارشنبه 20 آبان 1388 07:27 ب.ظ
...
باران
سه شنبه 19 آبان 1388 12:36 ب.ظ
ســـــــــــلام
دوست عزیز اشعار بسیار زیبایی سروده اید
به شما پیشنهاد میکنم اشعار خودتون رو به مجله موفقیت ارسال کنید تا در مجله چاپ بشه
ممنون که لطف کردید و به وبلاگ من اومدید
خوشحال میشم باز هم به من سر بزنید
موفق و پیرزو باشید
منتظرتون هستم
مرضیه
سه شنبه 19 آبان 1388 09:09 ق.ظ
سلام..
مرسی از حضور گرمتون...
چشم...سر یه فرصت همه ی اشعارت رو میخونم و نظر میدم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.