تبلیغات
وبلاگ شعر یاسر شـکوری یاس
 
وبلاگ شعر یاسر شـکوری یاس
این یاس غم جنون ندارد / اندیشه ی بیستون ندارد/ بر ساده گی اش نخند شیرین/ این خنده تو شگون ندارد
درباره وبلاگ


سلام دوستان گلم.
امیدوارم از شعرام لذت ببرید.از نقد و نظرات خودتان من را بی نصیب نگذارید.

مدیر وبلاگ : یاسر شكوری یاس
نویسندگان
نظرسنجی
با اسم هنری یاس موافقید؟



هشتم تیر که رفتی تو دلم تیر کشید

زندگی قامت رنجور مرا زیرکشید

دست تنهاییت آخر چه به من داد رفیق

 غیر سیگار زیادی که دلم سیر کشید

نخ ندادی تو به من تا نخ سیگار از لج

روی دیوار دلم هاله ای از  قیر کشید

سالها ساده از عمرم گذرد در عجبم

از چه نقاش جوان طرح  مرا پیر کشید؟

نیستم ساکت از رفتن تو شیرینم

 بر لبم دست یاد پریشان تو زنجیر کشید


یاسر شکوری یاس




نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : هشتم تیر، شعری هشتم تیر، شعر هشتم تیر از یاس، یاس، یاسر شکوری، یاسر شکوری یاس، www.yasershakoori.com،
لینک های مرتبط :
شنبه 11 بهمن 1393

چند سالی بود سن و سالم را بیست میگفتم
با یست می نوشتم
بیست

بیست و یک
... تا
... بیست و نه
نه دیگر سی سالم شده
بیست های جوانی ام تمام شد
نه صد آفرینی گرفتم

نه شاگرد اول شدم
ولی عجب سی مرغی نشسته بر شانه ام
که از شانه بسر بیست سالگی هایم بهتر خود نمای می کند

یاسر شکوری یاس





نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : سی سالگی، بیست،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 6 خرداد 1393
فنجان پر  از لبخند

چند قند از آن لپ ها

شیرین ترین چایی

در صبح  پر از تفسیر

نزدیك یقین تو

یك كاسه ی آب آورد ،  از تعبیر خواب ِ برگ

یك نان و نمک هم من ، از تسخیر عرق هایم

تو شوخ و نمك ریزی

هی خستگی رفت از تن

این سفره چه كم دارد ؟

این سفره چه كم دارد ؟

یاسر شکوری یاس




نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : سفره، شعر نو، یاس، یاسر شکوری،
لینک های مرتبط :
شنبه 3 خرداد 1393
پیکره ای ایستاده از با قنوتی از جنس انتظار تو

و رهگذرانی که بوی تو را نمی دهند،مرا از

کجاست لبخند تو ؟ کجاست نگاه تو ؟

سوال می پرسند

با نگاه زیر چشم هایشان

از خیره گی همیشگی نگاه من که راه راه پیراهن خیابان از دور خیال دوخته

ای سمت خیال قنوت انتظار من


یاسر شکوری یاس - اردیبهشت نود و سه

تقدیم بتو که شعر آموختی مرا




نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : پیکره، یاسر شکوری یاس، یاس،
لینک های مرتبط :
من به آمار زمان مطمئنم

که در این سطح زمین وقت طلا ست

"هیچ کس تنها نیست"

جمله مفتی بود از زبان همراه بان که در آن همراهی جزء "ساعات گپ" است!

همه در دغدغه هامان هستیم که کسی با ما نیست

همه در دغدغه هامان یک دقیقه پیدا نیست

که برای خودمان و کسمان چند دقیقه وقت طلا رایگان بگذاریم

یا اگر وقتی بود یا که شهری پشت دریا ها بود ، همه زودی میرفتیم

بی خبر از اینکه کسمان آنجا نیست

یاسر شکوری یاس





نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 دی 1391


    چیزی پیدا نمی شود ، جز گم شدن

    در جستجوی این عشق پا به ماه

    گم ؛

    پیدا کرده های من

    یک پازل بزرگ از عشق تو شدند

    چیده نمی شوند در کنار هم

    وقتی که خنده ات  پیدا نمی شود در پازل بزرگ ...         

   یاسر شکوری یاس




نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : پازل عشق، شعر، شعر و غزل، شعر فارسی، شعر شعر شعر، یاس، یاسر شکوری،
لینک های مرتبط :
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391


این دوبیتی را با عنوان میوه ممنوعه درست سحر شنبه بست و سوم اردیبهشت گفتم امیدوارم خوشت بیاد.

اینجا به یاد تو روی من فال می زنم

من گاز بر میوه ممنوعه کال می زنم

تا خوردنی شود این میوه ممنوعه

ایوب نیستم و صبر به یکسال می زنم





نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : فال، یاس، صبر، یاسر شکوری، میوه ممنونعه،
لینک های مرتبط :
شنبه 16 اردیبهشت 1391
هنگام اش در نرسیده بود

باز بازیچه ی مست بازی چشمی شوخ شده بود؛

نگاه خسته ام

در اولین  سفر از یاد بردن عشق

در اولین سفر از یاد بردن عشق

بدان سان که همیشه می آید

نیامده است احساس

احساسی خسته ، خسته تر از نگاه ام و خودم

از شوخ چشمی ات

به چه معناست؟

شوخ چشم

یاسر شکوری یاس









نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : شوخ چشم، یاس، یاسر شکوری، شعر، شعر نو، شعر سپید،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 بهمن 1390
سیلی میزند بر آسمان فریادی ژرف

که اندوهش نگران جدایست

از درون دلی که هرگز نیازردیش

اندوهی نگران بر بام بلند دلی

از رفتن نگاری نگارین نگران فریاد بر آسمان میزد

وقتی که طرح بوم نشانی میداد رفتنت را بر تن جاده غمگین


یاسر شکوری یاس
 





نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : رفتن...، شعر، شعر نو، شعر سپید، یاس، یاسر شکوری،
لینک های مرتبط :
اسیر قلب توست دلم از خیانت نگاهم

تو به هیات گناهی تمام گناهان مرا آمرزیده ای

آنگاه که نگاه شوخ اندر تو

تمام مرا به بازی گرفته بود

مرا که از بازی روزگار سیر بود

سیر تر نمود

مرا به فصل دیگری از زمان کشانیده ای

فصلی سبز تر از  بهار

فصلی پر بار تر از تابستان کشاورز پینه بدست

فصلی پر برگ تر از خیابان میان باغ

فصلی برفین تر از زمستان برف بازی کودکان شوخ

فصلی بلندبر بلندای نگاه تو

فصلی که گناه فقط تو بودی و گناه کار من

یاسر شکوری یاس

Dedicate this to M.M


 






نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : خیانت نگاه، یاس، شعر یاس، وبلاگ شعر یاس، یاسر شکوری، یاسر، شکوری،
لینک های مرتبط : هشتم تیر، تنهایی پر سکوت، ای آفریده زیبا، نگو چیه!، دیدار ِ نا معلوم، شوخی باد، به جستجوی تو،

در سکوتم تنها ترینم

و در تنهاییم تنها تر از تنهایی

سکوتم را تنهاییم می شکند

و تنهاییم را سکوتم پر می کند

یاسر شکوری یاس






نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : تنهایی پر سکوت، شعر، شعر نو، شعر سپید، شعر پست مدرن، شعر کلاسیک،
لینک های مرتبط : ای آفریده زیبا، نگو چیه!، دیدار ِ نا معلوم، شوخی باد، به جستجوی تو، تخته سیاه، غروب، خلوت بیدار، آغوش گرم....، تاریکی دور نیست!، گناه، غسل، م.آقا، تب و تاب،
دوشنبه 31 خرداد 1389
ای تن ات جشنواره ی گل ها

که بر نسیم نشسته ای و

حضورت گلستانه ای را به یاد می آرد

و عبورت از آستانه ی تابوتم

مسیح را


به کدامین روایت زیبایی مشق شده ای ؟

ای آفریده ی زیبا

که سر مشق میدهی بهار  را

و هست امضای تو پای اردیبهشت


دستان ات به گرمی دستان کودکان شوخ

شکست میدهد در من سردی را

و راه میروم مطمئن با تو

ای وجودت سرار اعتماد و ایمن تر

تویی که عشق را بیمه کرده ای

با آغوشی گرم و باز

به لبخندی باشکوه تر


میزبان تنم باش گل اندما؛

از من عبور کن،بیمه نامه عشق ام را صادر

دستم را بگیر

آغوش گرم ات را با من ببند

ای آفریده ی زیبا
شعر از یاسر شکوری یاس






نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : ای آفریده زیبا،
لینک های مرتبط : نگو چیه!، دیدار ِ نا معلوم، شوخی باد...، به جستجوی تو، تخته سیاه، غروب، خلوت بیدار، آغوش گرم....، تاریکی دور نیست!، گناه، غسل، م.آقا، تب و تاب،
  چیه ؟ کیه ؟ چی به چیه ؟ کی به کیه ؟ واسه چیه ؟ واسه کیه ؟

عشق چیه ؟

عاشق کیه ؟

دیونگی چیه ؟

دیونه کیه ؟

عقل چیه ؟

عاقل کیه ؟

مستی چیه ؟

مست کیه؟

خوبی چیه؟

خوب کیه؟

بدی چیه؟

بد کیه؟

غم چیه ؟

غمگین کیه؟

قصه چیه؟

کی برامون قصه می گه؟

کلاغه چرا به خونش  نرسید ؟

غصه چیه؟

غصه ت چیه؟

از کیه؟

اون می دونه؟


چیه ؟ کیه ؟ چی به چیه ؟ کی به کیه ؟ واسه چیه ؟ واسه کیه ؟


ابر چیه؟

بارونش چیه؟

یه بار چرا  سیل میشه؟

یه بار چرا رحمت میشه؟

از چیه؟

درخت چیه؟

گل  چیه؟

نون چیه؟

آب چیه؟

مرگ چیه؟

تولد دیگر چیه؟

شب چیه ؟

روز چیه ؟

این همه کهکشون چیه؟

این همه مخلوق چیه؟

این همه جونور چیه؟

جونور کامل کیه؟


چیه ؟ کیه ؟ چی به چیه ؟ کی به کیه ؟ واسه چیه ؟ واسه کیه ؟


اول چیه؟

آخر چیه؟

اول کیه؟

آخر کیه؟

اول کی بود؟

آخر کیه؟

یا اوّلُ یا آخرُِ

اول همون

آخر همون

اینا همش برای من برای توست

واسه اینکه که ما خوب بشناسیمش

که ما پیدا ش کنیم اونو تو فطرت پاکمون

تو قلب خودمون

راهشو پیدا بکنیم

اسم اونو فریاد بزنیم

یه وقت فراموشت نشه

شیطون هم آغوشت نشه


چیه ؟ کیه ؟ چی به چیه ؟ کی به کیه ؟ واسه چیه ؟ واسه کیه ؟

اینا همش یه بازیه

نباید بازنده بشیم

باید که ما ظلم نکنیم

اگه می خوایم برنده شیم

نه به خدا

نه بنده هاش

نه نفس مون

شیرین من

نگو چیه ؟ نگو کیه ؟ چی به چیه ؟ کی به کیه؟ واسه چیه؟ واسه کیه؟

شعر از  یاسر شکوری یاس





نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : چیه ؟ کیه ؟ چی به چیه ؟ کی به کیه ؟ واسه چیه ؟ واسه کیه ؟،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 اسفند 1388
دریغ از لحظه ای  موزون

در مجلسی با تو

دریغ از چند حرف  نازک و بی نغص

در التهاب تنگ یك مغرب

تنگ آغوشت

***

یا در سكوت یال بلند شب

دریغ از گفتگویی محرمانه

با تو ای دلبر

دریغ از این همه فرصت كه رفت از كف


***

شاید بهتر این باشد

كه من در جستجوی مرگ

در منشور شب تنها

چراغم را كنم خاموش

مثال مرد كور بی عصایی

تكیه بر دیوارهای سست

كو چه ها را درنوردم با سرودی سرد

از دیدار نا معلوم
 
شعر از یاسر شکوری یاس






نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : دیدار نا معلوم، یاس،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 بهمن 1388
شوخی باد که با موت به آخر برسد

خبر معرکه ی عشق تو از در برسد

وقت حمام تن ات کی باشد نازک من؟

لطف باران قشنگی که به جرجر برسد

نخورم میوه ی ممنوعه حتی به هوس

از تو خواهم که به من میوه ی نوبر برسد

من نه فرهادم و نه تیشه به دستم دارم

رفته ام کوه ام که به تو ناله ی کمتر برسد



وقت دیدار من و تو به کجا انجامد؟

تا زمستان به پر و پای صنوبر برسد


شعر از یاسر شکوری یاس






نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : شوخی باد،
لینک های مرتبط :
به جستجوی تو

مسلح با وضویی از جنس آینه

میان خاطرات باد و باغ وارونه

بر سجاده ی خش خش

که میان دو محراب دو درخت ساکت

به سمت قبله ی دوست پهن بود، ایستادم

و تو را طلبیدم

...تا آمریزده شوم.

من خورشیدی را طلبیدم

که قهر بود از نبتون

نبتونی که دلخوش به  این بود ، شاید

" دوری و دوستی  "

و طلبیدم لبخندی که ،

لبخند از لب دریا میزد

به دزدان دریایی

که به احترام کلاه از سر برمی داشتند

و نگاهی را که فانو س تر بود

برای گمشده گان دریا

آری! من کسی را طلبیدم

که به خواب هم ندیده بود حتی

پسر دریا!

من تو را طلبیدم

و لبخندت

و نگاهت را

تا آمرزیده شوم

شعر از یاسر شکوری یاس

اردیبهشت هشتادو هشت







نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : به جستجوی تو،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 آذر 1388
من موازی تو می رفتم

روی این تخته سیاه

ناگهان هندسه ی عشق دوید

گچ دانش در دست

و مرا خم زدو تا لمس تو برد

ما به هم برخوردیم

و معلم برخاست

نمره ی بیست نوشت

پای این تخته سیاه

شعر از یاسر شکوری یاس





نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : تخته سیاه، نمره ی 20، یاس،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 آبان 1388
دوباره تاخت

و نشاند خورشید را

ز سم اسب سرکش اش قیر می کشید

بخار تیره ی دهنش

به عادت آبی آسمان سیلی میزد

تپه ها تکیه زده از غم شد

در فاصله مبهم و نا امنی می آموخت

خون می جوشید از چشمه و من مطمئنم

هیچ زن زیبایی لب آن آب نبود

غزل تاریکی می ریخت به فنجان رگش

و صدایم می پیچید در سینه کش کوه

می افتاد ته آن نا امنی

گم می شد

شعر از یاسر شكوری  یاس







نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : غروب،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 آبان 1388

كجایم من ، نمی دانم

به خواب افتادم آیا ؟

به رویا ، یا كه در  گیجی؟

به دشتی بی كس و تنها ، ولی زیبا

چمن ها برق ، برق و تر ، درختان سبز   جاویدی

بلبلان را نغمه ای دیگر ،آسمان را رنگ ، آبی تر

رود انگار از ازل سرچشمه می گیرد

كوه نزدیك و غار در تحیر مانده از این باغ و دهانش باز

***

صدایم كرد !!

نزدیک آی!

سرودی در دالان ِ دل پیچید

كوه هم حرف او را تصدیق  می كرد انگار

بلبل از آهنگ ِ نازش مست می رقصید

راه می رفتند چمن ها فرش ِ پایش ، درختان چتر سبزی بر سرش هر جا

سرودی باز در دالان ِ دل پیچید

پایم سست ، چشمم هر كجا می گشت

پری بودش ، افسانه ، صدای باد ، نمی دانم ؟!

گم  بودم در حیران ی ِ زیبا

پر از ترسی آهنگین !

دستی شانه هایم را تكانی داد!

صدایم وقفه ای افتاد

تنم لرزید !

_ منم الهام ِ عشقت ، منم وحی ات ،منم شیرین

_ به خواب ات نیستم من ، روشن تر از روز است

_ اینجا ماورای ِ محض ِ تنهایی ِ من و تو

خلوت ِ بیدار

به خاك افتاد اشك از ابر ِ چشمانم

شانه ها لرزید و بغضم بی حیا تركید

مرا در بغل بوسید

رویایی بیدار ِ من ِ خاموش

وحی اكنونم همان شیرین

خوابی که شعر شد

شعر از یاسر شكوری یاس





نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : خلوت بیدار، شیرین، خواب شیرین،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 آبان 1388


در حسادت آغوش گرم تو


وقتی سهم نیست


 به مرگ لبخند می زنم


و به سردی آغوش مرگی تن خواهم داد


که در حقیقتش نیست پرسشی


و خوبتر میدانم آغوش گرم تو


نیست زیستگاه مرگ من


و در دوری آغوش گرمت


حرام خواهم شد


شعر از یاسر شکوری یاس





نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : آغوش گرم....،
لینک های مرتبط :


تاریکی دور نیست

من درونم سیاه چالی می بینم

من می خواهم در تاریکی ام بنشینم

همه را در نور ببینم کامل

شعر از یاسر شکوری یاس






نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : تاریکی دور نیست!،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 آبان 1388


با دستان پر گناه

از باغچه ی غروب می چید

دسته گلی

و با چشمان پر گناه

انتظاری را به اشك ایستاده

صدای  قدم هایی را كه نمی شنید،هجی می كرد

***

با چشمان بی گناه

چشم می بست بر عظمت قنوت انتظار

و با دستان بی گناه

دسته گل را از گلدان قنوت اش

به خاك می انداخت

شعر از یاسر شکوری یاس






نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : گناه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 آبان 1388


عشق این است خوب من

که  در کویر نیز

برای قربانی شدنت

غسل می کنم

شعر از یاسر شكوری یاس






نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : غسل،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 آبان 1388

...نمی شناسی؟

درست نگاه کن !

مردی را که شبیه "م" شده

او روزی "الف" کشیده ای بود با کلاهی بر سر

و صدایش می زدند :

" آقا "

... تا عاشق شد.
یاسر شکوری یاس





نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : م.آقا،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 آبان 1388


و شاید عشق این است

اضطراب

آری عشق این است :

تب و تاب

من در تب می سوزم

و توبا تاب خوشی


شعر از یاسر شکوری.یاس






نوع مطلب : دفتر شعر یکم، 
برچسب ها : تب و تاب، تب، تاب، یاس، یاسر شکوری یاس،
لینک های مرتبط :





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه